احمد كسروى
مقدمه 11
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى )
مىنمايد « 22 » . همينجا لازم به تذكر است كه اگر مقايسهاى بين تقىزاده و كسروى برقرار شود ، كسروى چيزى از تقىزاده كم ندارد ، الا سياستگرى و بازيگرى سياسى كه از آن تقىزاده بود ، اين دو كه از يك تبار آذرى بودند ، از جهات علم و اطلاع و تحصيلات و ساير خصوصيات فردى و اجتماعى نيز شبيه هم بودهاند ، گرچه كسروى در معادلات سياسى ، به علت خصلتهاى ويژه در بندوبستها قرار نگرفت و اخلاق خاص او مانع از رشد سياسى - اجراييش گرديد . كسروى گرچه خود از مشروطهطلبان منور الفكر است ، ولى نسبت به ساير روشنفكران اين چنينى ، يكدل نيست « 23 » و بويژه در مورد آنهايى كه بعد از بمباران مجلس از ايران فرار را برقرار ترجيح دادند ، زبان به انتقاد مىگشايد ؛ « يكدسته كه به اروپا شتافته و اين يكسال را در خيابانهاى قشنگ و پاكيزهء آنجا خوش مىچميدند و هرگز يادى از گرفتاريهاى تبريز و سختى كار آزاديخواهان نمىكردند ، اين زمان آنان نيز به تلاش افتاده مىكوشيدند هرچه زودتر خود را به ايران رسانند و تا دير نشده ، جا بر سر خوان يغما گيرند » « 24 » . و اينان « تخم اروپائيگرى مىافشاندند » « 25 » . به همين علت ، كسروى در عوض همدلى با روشنفكران فرصتطلب ، از تودهء عوامى كه به صرف داشتن غيرت و شجاعت وارد انقلاب و جرگهء كارزار شدند ، تعريف و تمجيد فراوان مىكند « 26 » و در جاىجاى كتاب تاريخ هجدهساله ، از ستار خان « 27 » و باقر خان و يپرم خان « 28 » و
--> ( 22 ) . همانجا . صص 30 ، 76 ، 127 ، 130 . در جاى ديگر مىگويد : وى با ايجاد دسته دمكرات كه بدنبال آن دسته اعتدال ساخته شد و با شروع نزاعها ارزش عمل مجاهدان و شأن آنها كاسته شد و در نهايت باعث حذف آنها گرديد . عينا همين مطلب در صفحات 144 و 505 آورده است . ( 23 ) . وى بسيارى از آنها را « ميوهچينان » سنگدل انقلاب معرفى مىكند . تاريخ هجدهساله . ص 226 . ( 24 ) . همانجا . ص 21 و نيز مىگويد : « همين كه محمد عليميرزا برافتاد و بار ديگر وزيران و بزرگان و دانشمندان و اين گونه برجستگان ! به ميدان افتادند و رشتهء كارها را بدست گرفتند . در سايهء خودخواهى و ناشايستگى و دغلكارى نه تنها كارى از پيش نبرده كشور را دچار آشفتگى گردانيدند . . . يك گناه بزرگترشان اين بود كه آن دستههاى جانبازان و مردان را فداى خودخواهى و سياهكارى خويش ساختند » ، ص 129 . ( 25 ) . همان ، ص 74 . ( 26 ) . همانجا . ص 128 ، « سيزده ماه رشتهء كارها در دست اين برخاستگان از ميان توده انبوه بود كه هم ريشهء خودكامگى را كنده بار ديگر مشروطه را به ايران برگردانيدند و هم با سياست همسايگان برآمدند » . ( 27 ) . تاريخ هجدهساله . صص 597 ، 145 . ( 28 ) . كسروى به علت انتقاداتى كه از يپرم دارد در ردهبندى آنها مىگويد : -